قالب پرشين بلاگdownload

خاطرات و دل نوشته ها
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم ***** در میان لاله و گل آشیانی داشتم
نويسندگان
شیردل شیروانی انارک

Image result for ‫تصویر نیایش خدا‬‎

بنام خدا

یک مطلب را هرگز فراموش نکنیم

نقاش مشهوری در حال اتمام نقاشی‌اش بود

آن نقاشی به‌طور باورنکردنی زیبا بود

نقاش آن‌چنان غرق هیجان ناشی از نقاشی‌اش بود، که ناخودآگاه در حالی که آن نقاشی را تحسین می‌کرد، چند قدم به طرف عقب رفت

نقاش هنگام عقب رفتن، پشتش را نگاه نکرد که یک قدم به لبه پرتگاه ساختمان بلندش فاصله دارد،


ادامه مطلب

 
 
[ دوشنبه 1 آبان 1396  ] [ 06:42 ق.ظ ] [ شیردل شیروانی انارک ]
نظرات 0

Image result for ‫تصویر شیخ انصاری‬‎

بنام خدا

قضاوت دیگران از زبان شیخ انصاری

نقل کرده‌اند که از شیخ انصاری درباره مولوی استفتاء می‌کنند که مولوی چگونه آدمی است؟

شیخ که می‌خواهد از روی موازین حرف بزند و می‌داند تک‌تک سخنان و اعمال ما مورد سؤال قرار می‌گیرند، در پاسخ می‌نویسد: من کتاب مثنوی را کم مطالعه کرده‌ام ولی در جوانی قدری آن را دیده‌ام و این شعر از آن زمان در نظرم مانده است که مولوی می‌گوید:


ادامه مطلب

 
 
[ یک شنبه 30 مهر 1396  ] [ 06:35 ق.ظ ] [ شیردل شیروانی انارک ]
نظرات 0

Image result for ‫تصویر با اخلاص نمازخواندن‬‎

بنام خدا

نماز با طمأنینه در سرمایی که اشک چشم یخ می‌زد

مرحوم راشد نقل می‌کرد: اواسط زمستان بود که هیزم ما تمام شد. پدرم عازم کاریزک گشت تا هیزم بیاورد، مرا نیز با خود برد.

یک ساعت مانده به اذان صبح از کاریزک برای رفتن به تربت به راه افتادیم، زیرا اگر می‌ماندیم تا آفتاب برآید، یخ زمین باز می‌شد و راه پیمودن با الاغ در میان گل‌ولای، کار دشواری بود.

شب بسیار سردی بود؛ سردی هوا گوش و گردن و دست و پا را می‌سوزاند. دو الاغ داشتیم که یکی را هیزم بار کرده بودند و مرا روی دیگری سوار کردند.


ادامه مطلب

 
 
[ شنبه 29 مهر 1396  ] [ 07:09 ق.ظ ] [ شیردل شیروانی انارک ]
نظرات 0

Image result for ‫تصویر حضرت سلیمان‬‎

بنام خدا

"رد کردن آب حیات"

وقتی جبرئیل کاسهء آب حیات را نزد سلیمان آورد و گفت: آفریدگار تو را مُخَیّر کرد که از این بیاشامی و تا قیامت زنده باشی، سلیمان با عدّه ای از انسانها و جنها و حیوانات مشورت کرد.

همگی گفتند بخور تا جاودان باشی!

سلیمان فکر کرد و یادش آمد که با خارپشت مشورت نکرده است.

اسب را نزد او فرستاد،ولی او نیامد.

سگ را فرستاد، و او آمد.


ادامه مطلب

 
 
[ جمعه 28 مهر 1396  ] [ 05:40 ق.ظ ] [ شیردل شیروانی انارک ]
نظرات 0

Image result for ‫تصویر برای احترام پدر‬‎

بنام خدا

قصه شعر گونه یک پدر

واقعا زیباست . حتما بخونید.

،پیرمردی صاحبِ مال و منال/

می‌گذشت از عمر او هشتاد سال/

با خودش گفتا که پیر و خسته‌ام/

شادم از عهدی که با خود بسته‌ام /

تا نمُردم هر چه دارم وانهم/

سهم فرزندان همین حالا دهم/


ادامه مطلب

 
 
[ پنج شنبه 27 مهر 1396  ] [ 06:28 ق.ظ ] [ شیردل شیروانی انارک ]
نظرات 0

تعداد کل صفحات : 244 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ





بنام خدا هر کس در طول زندگی خودبا حوادث و وقایع تلخ و شیرینی مواجه می شود که تصویر این حوادث در ذهنش می ماند که این دهنیت ها را خاطرات و تجربیات آن فرد می نامند ، بنده نیز چون سایر افراد خاطرات و تجربیات تلخ و شیرینی در طول زندگی داشتم ، آنچه در این وبلاگ خواهد آمد خاطرات و تجربیاتم علاوه بر مطالب عمومی و مذهبی می باشد.
آمار سايت
کل بازديد : 109329 نفر

كل مطالب : 1216 عدد

كل نظرات : 0 عدد

تاريخ ايجاد وبلاگ :
سه شنبه 14 بهمن 1393 


آخرين بروز رساني : سه شنبه 30 آبان 1396 


پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون