قالب پرشين بلاگdownload

خاطرات و دل نوشته ها
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم ***** در میان لاله و گل آشیانی داشتم
نويسندگان
شیردل شیروانی انارک

بنام خدا

ادامه خاطرات از اولین اعزام به جبعه بنده به منطقه جنوب - تنگه چزابه

فرصتی پیش آمد تا مجددا ادامه خاطرات خودم را و آنچه بیاد دارم برایتان بنویسم.امیدوارم این مطالب یادی باشد از همرزمان شهیدم...

تا آنجا برایتان نوشتم که در اولین روز استقرار در خط مقدم اولین شهید گردان بلال در یک حادثه اتفاقی و با ترکش خمپاره بی صدای 60 به شهادت رسید(روحش شاد و راهش پر رهرو)

بعد از اینکه شهید ابراهیمی را از خط با آمبولانس خارج کردند ، تمامی دوستان عزا گرفته بودند و باورشان نمی شد که به همین راحتی ممکن است هر لحظه به شهادت برسند لذا با هماهنگی مسئولان گردان قرار شد تعویض پستهای نگهبانی در موعد مقرر انجام شود و با بقیه دوستان تا فردا کاری نداشته باشند تا کمی با خود فکر کنند و یک مقدار با واقعیت روحیه خود را تطبیق بدهند.


ادامه مطلب

 
 
[ شنبه 30 خرداد 1394  ] [ 11:38 ب.ظ ] [ شیردل شیروانی انارک ]
نظرات 0

بنام خدا

داستان چگونگی خاکسپاری جافظ معروف به لسان الغیب

ادوار براون شرق شناسنامی که سفرهای زیادی به ایران داشته می نویسد:

در روزی که حافظ فوت می کندبرخی مردم کوچه و بازار (ارازل و اوباش) به فتوی مفتی شهر شیراز به خیابان میریزند و مانع دفن جسد شاعر در مصلای شهرمی شوند،به این دلیل که او شراب خوار و بی دین بوده و نباید در این محل دفن شود.

 


ادامه مطلب

 
 
[ جمعه 29 خرداد 1394  ] [ 05:25 ب.ظ ] [ شیردل شیروانی انارک ]
نظرات 0